عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
68
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
است . معروف به نيزار است و آب كوه ابدا ندارد . فقط زايندهرود است و بند اوّلى كه بر آن بسته شده بند نهر خالصهء مزبور است و از ابتداى بند [ 53 ] تا اول اراضى معادل يك فرسنگ است و آب اين نهر قريب چهار سنگ و گاهى زيادتر مىشود . و محصول شتوى او غالبا هزار خروار است . ولى از قرارى كه مىگويند هفت هشت سال قبل از هزار و پانصد هم متجاوز محصول كرده . جزئى صيفى از قبيل جوزق و حنا دارد . اراضى خالصهء مزبوره طولا قريب يك فرسنگ است و عرضا ثلث فرسخ . و بنگاه رعيّتى آن در وسط اراضى خالصهء مزبوره است . زعيم و عملهء آن قريب دويست و پنجاه نفر است . و اصطبل توپخانه در علياى اراضى كه تا بنگاه نيم فرسنگ است واقع ، و معادل شصت رأس اسب در آن مىگنجد . و حمّام داير مختصرى هم كه مفروش از آجر است پهلوى اصطبل مزبوره واقع و هردو از بناهاى مرحوم وكيل الملك اوّل است كه براى دولت بنا نموده . و غير از اين معلوماتى در خالصهء مزبور نيست . و آبش هم قدرى شور و ناگوارا است . بازديد اصطبل 78 و اصطبل مزبور چنان كه نوشتيم از بناهاى وكيل الملك است براى دولت . ولى نمىدانم چه شده كه يك همچو اصطبلى از ابتدا نيمهتام مانده و به مرور بهواسطهء تعمير نشدن ، عمارات ساختهء آن هم رو به خرابى است . و چون مكرّرا از طرف دولت حكم شده بود خرج تعميرات خرابيهاى آن را بازديد كنند و معادل هزار و يكصد تومان بازديد مىكردند و مبلغ گزافى براى دولت خرج وارد مىآمد به اين جهت اولياى دولت اقدام نفرموده و روزبهروز بر خرابيهاى او افزوده شده است . اوقاتى كه خودم شهر بودم حضرت اقدس و الا نايب السّلطنه اميركبير روحى فداه تلگرافا بازديد و خرج آن را خواسته بودند و من محض اينكه شخصا آنجا را نديده [ بودم ] و به حرف عمرو و زيد اعتماد نداشتم جواب عرض كردم در اين اوقات كه از روى نرماشير به بلوچستان مىروم شخصا رسيدگى كرده [ 54 ] جواب فهميده عرض خواهم نمود و مخصوصا عصر جمعه برحسب وعدهء معهوده [ به ] حضرت وزارت جنگ با چند نفر از همراهان بهاتفاق استاد عباس خان سرهنگ معمارباشى سوار شده محض تماشا و بازديد مخارج آنجا رفتم . اولا اصطبل مزبور در كمال وسعت و بزرگى است و شصت رأس اسب در آن مىگنجد . ليكن چند طويلهء آن به انضمام سردر جلو اصطبل از همان ابتدا [ كه ] پى